السيد حيدر الآملي

مقدمه 25

جامع الأسرار ومنبع الأنوار

مجلل ، دوستان و ياران موافق نشانه هايى هستند بر اينكه سيد حيدر از هيچ چيز محروم نبوده است . اما چنانچه در تاريخ اين گونه تغيير احوال به تكرار ديده شده است حيدر آملى در اوج اين زندگى مرفه كه نشان از آينده اى درخشان دارد ، تلخى و پوچى آن را احساس مىكند . سيد حيدر مىنويسد : « و استمر الامر على هذا المنوال حتى غلب في باطني دواعي الحق و كشف الله لي فساد ما أنا فيه من الغفلة و الجهل و النسيان و ظهر لي ضلالي من طريق الحق ، و الاستقامة على سبيل الزيغ و الطغيان . فناجيت ربى في السر و طلبت منه الخلاص عن الكل ، و حصل لي شوق تام إلى الترك و التجريد و التوجه إلى الحضرة الحق بقدم التوحيد . و ما كنت أتمكن من هذا في صحبة هؤلاء الملوك و لا في الوطن الأصلي المألوف ، مع صحبة الاخوان و الأصحاب » . زائر ما با ترك همه چيز از مال دنيا جز خرقه اى ژنده نگه نمىدارد و براى زيارت اماكن مقدسهء تشيع و سپس بيت المقدس و مكه قدم در راه مىگذارد . در سر راه ، حيدر آملى از قزوين ، رى و أصفهان گذر مىكند شهرى كه در گذشته مدتى در آن جا اقامت گزيده و از مواهب ايام شباب برخوردار شده بود . اين بار سيد حيدر جز با صوفيان مراوده نمىكند و با أهل فتوت پيمان مودّت مىبندد . سيد حيدر به طور خاصى به شيخ نور الدين تهرانى ارادت مىورزيد « 9 » . « اين شيخ ، عارفى بزرگ و زاهدى بود كه خواص أو را مىشناختند . . . » با كمال تأسف با اين عبارت ناتمام ، گزارش به پايان مىرسد و چنان كه گفته شد اميد نمىرود كه دنبالهء آن در جاى ديگرى پيدا شود . دربارهء تجربه هاى روحانى سيد حيدر در أصفهان نيز اطلاع زيادى نداريم مگر ارزش دو رؤيايى كه پايينتر بدان اشاره خواهيم كرد . از مضمون گزارش دوم ( Autobiographie B ) كه به دورهء بعد از تصميم به مهاجرت مربوط مىشود خواهيم دانست كه فعاليت و آثار سيد حيدر در اين دورهء دوم زندگىاش چه بوده است . بدين ترتيب دورهء عراقي يا بهتر بگوييم نخستين مرحلهء اين دوره ( دورهء B ) آغاز مىشود . سيد حيدر به مكه و مدينه مىرود ، جايى كه قصد داشت رحل

--> « 9 » - اين شيخ از اهالى تهران ، پايتخت كنونى إيران بود . حيدر آملى توضيع مىدهد كه اين تهران « دهكده اى در نزديكى دروازهء أصفهان به سوى در دشت است و ساكنان آن معمولا دهكده را تران مىنامند . » ما چندين بار اين سؤال را طرح كرده‌ايم ، محل دقيق دهكده روشن نيست . گفته مىشود كه مسجد جمعه در محلى نباشد كه تران ناميده مىشد . اما از آن جايى كه مسجد بعد از آتش سوزى سال 1121 ميلادى بازسازى شد و حيدر آملى به احتمال زياد در دورهء اقامت در أصفهان از آن بازديد كرده است ، چرا أو تصريح نمىكند كه منظور همان مكان بوده است .